السيد حامد النقوي

90

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

صلى اللَّه عليه و سلم و هو رافع يديه يقول اللّهمّ لا تمتنى حتى ترينى عليّا قلت هذا حديث عال اخرجه ابو عيسى محمّد بن عيسى الترمذى فى صحيحه و وقع إلينا عاليا من غير هذا الطريق لكن اقتصرنا على هذا لشهرته عند اهل النقل و رزندى در نظم در السمطين گفته و عن أم عطيّة ان رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و سلم بعث عليّا فى سريّة فسمعته يقول اللّهم لا تمتنى حتى ترينى عليّا و قمر الدين در نور الكريمتين گفته مبين آن جناب وقتى كه حضرت امير را همراه جيشى مىفرستاد هر دو دست برداشته دعا مىكرد اللّهمّ لا تمتنى حتى ترينى عليّا و اسامه را با وجود رحبيّت و شيخين را با وصف افضليّت و اكمليّت و قرب و معيّت در معرض موت بسوى موته فرستاد و مىدانست كه درين بيمارى ازين عالم مىروم و ملحق برفيق اعلى مىشوم اگر چه ظاهر آنست كه حكم برفتن صديق اكبر بامر مروا ابا بكر فليصلّ بالناس منسوخ شده باشد لكن در خصوصيت مذكوره قدحى ندارد و انتهى و حسام الدين در مرافض گفته و عن أمّ عطيّة قالت بعث رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و سلم جيشا فيهم على كرم اللَّه وجهه قالت فسمعت رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و سلم و هو رافعى يديه يقول اللّهمّ لا تمتنى حتى ترينى عليّا رواه الترمذى أمّ عطيّه كه از كبار صحابياتست همراه آن حضرت عليه الصّلوة و التحية بغزا مىرفت و بيمار دارى بيماران مىكرد مىگفت فرستاد پيغمبر خدا صلى اللَّه عليه و سلم لشكرى را كه در انها على بود كرم اللَّه وجهه گفت أم عطيه بس شنيدم پيغمبر خدا صلى اللَّه عليه و سلم را و حال آنكه آن حضرت بردارنده بود هر دو دست خود را بدعا كه مىگفت خداوندا نميران مرا تا آنكه بنمائى مرا على را روايت كرد اين حديث را ترمذى اين دلالت مىكند بر كمال محبّت سرور انبيا با على مرتضى و تالم بفراق و جدائى آن شير خدا انتهى و مرزا محمد بن معتمد خان بدخشى در مفتاح النجا گفته و اخرج عن أم عطيّة رضى اللَّه عنها قالت بعث رسول اللَّه جيشا فيهم على قالت فسمعت رسول اللَّه و هو رافع يديه يقول اللّهم لا تمتنى حتى ترينى عليا و نيز ميرزا محمّد بن معتمد خان بدخشى در رساله رد البدعه در فضائل جناب امير المؤمنين عليه السّلام گفته و هم ترمذى از أم عطيه رضى اللَّه عنها آورده كه رسول صلى اللَّه عليه و سلم را كه دست بدعا برداشته مىگفت اللّهم لا تمتنى حتى ترينى عليا انتهى ازين روايت كه اعلام سنيه روايت آن كرده‌اند و در صحاح‌شان موجودست بكمال وضوح و ظهور ظاهرست كه جناب رسالت‌مآب صلى اللَّه عليه و آله و سلم با جناب امير المؤمنين عليه السّلام بحدّى محبّت مىفرمود كه هر گاه آن جناب آن حضرت را در بعض جيوش فرستاده بود بدرگاه خداوند عالم دعا فرمود كه نميران مرا تا آنكه بنماى مرا على را و بلاغت اين كلام سرور انام صلى اللَّه عليه و آله الكرام در اظهار احبيّت جناب امير المؤمنين عليه السّلام بذروه عليا رسيده است و ظهور احبيّت جناب امير المؤمنين عليه السّلام از ان بكمال ثبوت متحقق و از همين جاست كه قمر الدين صاحب نور الكريمتين اين حديث را در معرض اثبات اين معنى كه جناب امير المؤمنين عليه السّلام را با جناب رسالت‌مآب صلى اللَّه عليه و آله و سلم خصوصيتى بود كه ديگرى در آن شركت نداشت آورده كما لا يخفى على من راجع كتابه و نيز قمر الدين متصل به همين حديث چنانچه شنيدى بقول خود و اسامه را با وصف حبيّت و شيخين را با وصف افضليّت و اكمليت و قرب و معيّت الخ صراحة ظاهر كرده كه اسامه و شيخين با وصف آنكه حسب مزعوم او اسامه بحبيّت و شيخين بافضليّت و اكمليّت و قرب و معيّت اتصاف داشتند به اين مرتبت فائز نشدند زيرا كه آن حضرت ايشان را در مرض موت خود بسوى موته فرستاد و حسام الدين صاحب مرافض نيز افاده نموده كه اين حديث دلالت مىكند بر كمال محبّت سرور انبيا با على مرتضى او تالم بفراق و جدائى آن شير خدا بالجمله در دلالت اين حديث شريف بر احبيّت جناب امير المؤمنين عليه السّلام اولو الالباب را